تبليغاتX
ميم
بعله...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 1:45  توسط مهتا  | 

آيا امروز من زنده بودم؟ نه..امكان نداره. اين زندگي نيست. امكان نداره من امروز من نبودم مكعبي بود از سر درد بلاتكليفي، پروژه هاي عقب مونده، ترديد براي كار نو.

الان شاهزاده اي جهت با بوسه بيدار نمودن خريداريم. از آن شاهزاده ها كه بعدا الهي قمشه اي يا كاترين پاندر يا قبلا جامي بيان بگن نفس مطمئنه بوده. lol

حالا شايد اونقدر ها هم اوضاع بد نيست؟ منتظر دانشگاهم.يك دو تا پروژه دستمه، يه دعوت به كار خنده دار براي تدريس به بچه ها ي زير فسقلي دارم. بايد مسكن بخرم و قهوه. خونه رو مرتب كنم و فردا برم سر كلاس.

من نه مومن خوبي ميشم نه عاشق خوبي نه طراح خوبي . فقط بلدي بشيني و با يه آهنگ گنگ تكون بخوري. مهتا. مهتاي اسعدي. بيدار شو


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 19:4  توسط مهتا  | 

از آخرين باري كه اين ميز كار بلاگفا را باز كرده ام خيلي مي گذرد. بعد از خرداد پارسال. من يك گرافيست جدا در-مانده ام كه پولم را خورده اند و من هم رذل و بد شده ام. البته از آخرين باري كه پولم را خورده اند دو ماهي ميگذرد و من تازه رذل و بد شده ام. درستش ديروز بود كه يك مقابله به مثل با آن احمق ها كردم كه خيلي مدل بدجنسي بود. :/ چي بگم؟ كار بدي بود ديگه. قبول ، من آدم ضعيف النفسي هستم و تقريبا مهم نيست كه كيس مورد بدجنسي چقدر دزد و بي شعور بوده اند.

حالا اين حال من را داشته باشيد + اجاره خانه كه موعدش هي نفير كشان سر مي رسد و قسط نزول و خرج زندگي + پروژه هايي كه روي دستم مانده اند و از بس پول را نا به موقع و كم داده اند آدم دست و دلش هم نمي رود براي كار

از وقتي كه من كار ثابت را ول كرده ام ماه ها زود تر ميگذرند. موهام را وقتي دوش ميگيرم شانه مي كنم. مسواك هم وقتي دوش مي گيرم ميزنم. ابرو هام پر شده اند كه خيلي به درد گزينش و استخدام مي خورد. وقتي ابروهام پره دليلي نداره آرايش كنم. چند روزه به آينه نگاه نمي كنم :) خب... دو روزه. چون پريروز جلسه داشتيم و به آينه نگاه كردم. 



+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 22:53  توسط مهتا  |